الشيخ المنتظري

582

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

جدايى از راه بد و برخورد بد آنها را از هم جدا نمىكند . اى كاش وساوس شيطانى در انسانها هم اثر نمىكرد و انسانها هم هميشه يك دل و يك زبان با هم همراه بودند . « وَلا تَوَلاّهُمْ غِلُّ التَّحاسُدِ ، وَلا شَعَبَتْهُمْ مَصارِفُ الرِّيَبِ ، وَلا اقْتَسَمَتْهُمْ اَخْيافُ الْهِمَمِ » ( و كينه حسد بر آنان راه نيافته ، و انواع شكّ و ترديد آنها را دسته دسته نكرده است ، و همّتها و تصميم ها آنان را به چند قسم تقسيم نكرده است . ) « غِلّ » به معناى كينه است ، « تولّى » به معناى تسلّط است . « و لاتولاّهم غلّ التّحاسد » در ملائكه كينه هاى حسد وجود ندارد . افراد بشر بر اثر حسد بر يكديگر كينه توزى مىكنند ، ولى ملائكه بر همديگر حسد نمىبرند و كينه هاى حسد در آنها وجود ندارد . « مصارف » از مادّه « صرف » به معناى گردش است ، « مصارف الرّيب » يعنى گردشهاى شكّ و ترديد . وجود شكّ و ترديد در افراد موجب اختلاف آراء و تشكّل گروهها مىشود . اين كه هر عدّه و جمعيّتى با يك عقيده خاص دور هم جمع مىشوند ، اين كه مسلمانان را به دسته ها و گروهها تقسيم كرده ، وجود شكّ و ترديد در افراد است ; اين اختلاف و تشعّب از خصوصيّات انسانهاست و ملائكه اين چنين نيستند ; شكّ و ترديد در آنها راه ندارد ، از اين رو همگى در راه عبادت خداوند به يك جهت حركت مىكنند « و لا شعبتهم مصارف الرّيب » و گردش شكّ و ترديد آنها را متشعّب و گروه گروه نمىكند . « و لا اقتسمتهم اخياف الهمم » ; « اخياف » جمع « خيف » به معناى كنار كوه است ، و مسجد خيف در منى را هم به همين دليل كه در كنار كوه است « مسجد خيف » گفته اند ، ولى بعداً به مطلق مختلفات « خيف » گفته شده كه از جمله آن برادرهاى مادرى است كه به آنها « اخياف » مىگويند ; پس روى اين حساب « اخياف الهمم » به معناى اختلافات در تصميم هاست . حضرت على ( عليه السلام ) مىفرمايد : اختلاف تصميم ها ملائكه را تقسيم نكرده است . بر خلاف انسانها كه اختلاف در تصميم ،